سخنانی از زنده یاد دکتر محمد مصدق و شهید دکتر سید حسین فاطمی
اینجا سازمان ملل است. پیرمردی خمیده ، به ظاهر خواب !
بر کرسی نما ینده ی بریتانیای کبیر تکیه زده
و هر چه اطرافیان وی را صدا میزنند که برخیز... او همچنان خواب است
در آخر با عصبانیت مرد انگلیسی ، چشم باز میکند و می گوید :
چقدر خشمگین میشوی وقتی یک بیگانه 5 دقیقه صندلی تو را بگیرد
در حالی که نفت کشور من را ، کشور تو 200 سال است که گرفته !!!
او محمد مصدق است
----------------------------
من ایرانی و مسلمانم و علیه هر چه كه ایرانیت و اسلامیت ما را تهدید كند تا زنده هستم مبارزه مینمایم.(دکتر محمد مصدق)
----------------------------
به من گناهان زیادی نسبت دادهاند، ولی من خود میدانم كه یك گناه بیشتر ندارم و آن این است كه تسلیم بیگانگان نشده و دست آنها را از منابع طبیعی ایران كوتاه كردم و در تمام مدت زمامداری در سیاست خود یك هدف داشتم و آن این بود كه ملت ایران بر مقدرات خود مسلط شود.(دکتر محمد مصدق)
----------------------------
شهید دکتر حسین فاطمی:
من در های سفارت انگلستان را بستم غافل از اینکه تا سفارت پهلوی هست انگلستان نیازی به سفارت ندارد.
محمد رضا شاه پهلوی خطاب به کرمیت روز ولت بعد از کودتای 28 مرداد:
« من تاج و تختم را از برکت خداوند، ملتم، ارتشم و شما دارم»
----------------------------
مصدق خطاب به آزموده دادستان شاه:به شاه بگو نسلي تربيت كردم كه روزي با گريه او را از كشور بيرون خواهند انداخت!