جنگ و صلح
رمان «جنگ و صلح» اثر «لئون تولستوى» اوضاع تاریخی واجتماعی روسیه را در سالهای 1805 تا 1820 به تصویر میکشد. یعنی یک فاصله زمانی پانزده ساله از زندگی قهرمانان خود را دربر میگیرد. وقایع این رمان، بر بستر دو جنگ بزرگ بین روسیهتزاری به سرکردگی «تزار الکساندر» و دولت فرانسه به رهبری «ناپلئون بناپارت»، و یک دوره فترت کوتاه بین این دو جنگ، جریان دارد. کتاب حاضر به نقد و بررسی این رمان که به عنوان ابر اثر «تولستوى» شناخته شده است، میپردازد. در ابتدای کتاب خلاصه ای از قصه ارائه شده و در پی آن نویسنده تمام اجزاء داستان: شخصیتها، ساختار، نثر و پرداخت، درونمایه، را مورد بررسی و نقد قرار میدهد.

- «بهتصور او، مردم جاهل و تودههای ناآگاه، مشمئزکننده و منفورند، آنها بهسان گرگ هایی هستند که فقط با گوشت میتوان آنها را ساکت کرد.»
- «به هنگام عزیمت و در دقایق حساس زندگی، انسانهایی که توانایی بررسی ِ اعمال ِ خویش را دارند به ارادهای قوی دست مییابند.»
- «تصور این موضوع که سرنوشت بشر میتواند با تدابیر عقلانی، تغییر مسیر یابد و راه صواب را در پیش گیرد، زندگی را بهمعنی واقعی ناممکن میسازد.»
- جنگ و صلح، مؤخره، ۱
- «تو می گوئی که من آزاد نیستم، اما من دستم را بلند کردم و پائین آوردم. هرکسی می فهمد که این پاسخ بیمنطق، نمودی منطقی از آزادی است.»
- «موضوع تاریخ، زندگی مردمان و بشریت است.»
«یک گلولهی برف را نمیتوان به یک لحظه آب کرد. حدّ زمانی ِ معینی هست که هرقدر هم که بر مقدار حرارت بیفزاییم برف تندتر از آن آب نمیشود. به عکس، هر قدر بر مقدار حرارت افزوده شود برف باقیمانده سختتر میشود.»
جلد ۱ جلد ۲ جلد۳
جلد ۴